Press "Enter" to skip to content

Posts published in “شعر”

شعری از سیاوش کسرایی

0

  تو قامت بلند تمنایی ای درخت همواره خفته است در آغوشت آسمان بالايي اي درخت دستت پر از ستاره و چشمت پر از بهار زيبايي اي درخت! وقتي كه باد ها در برگ هاي در هم تو لانه مي كنند وقتي كه باد ها گيسوي سبز فام تو را شانه مي كنند غوغايي اي درخت! وقتي كه چنگ وحشي باران گشوده…

پابلو نرودا و عشق

0

ای عشق بی آنکه ببینمت بی آنکه نگاهت را بشناسم بی آنکه درکت کنم دوستت می داشتم شاید تو را دیده ام پیش از این در حالی که لیوان شرابی را بلند می کردی شاید تو همان گیتاری بودی که درست نمی نواختمت دوستت می داشتم بی آنکه درکت کنم دوستت می داشتم بی آنکه هرگز تو را دیده باشم و ناگهان…

حضرت مولانا؛‌ کاغذ بنه بشکن قلم، ساقی درآمد الصلا… گردآوری: طاهره زیانی

0

دکلمه غزل از دکتر سروش گردآوری و تنظیم: طاهره زیانی   ای رستخیز ناگهان، وی رحمت بی منتها! ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه ها امروز خندان آمدی، مفتاح زندان آمدی بر مستمندان آمدی، چون بخشش و فضل خدا خورشید را حاجب تویی،اومید را واجب تویی مطلب تویی طالب تویی، هم منتها هم مبتلا در سینه ها برخاسته،اندیشه را آراسته هم خویش…

ریشه های ما به آب، شاخه های ما به آفتاب می رسد… شعری از قیصر امین پور

0

ای درخت آشنا شاخه های خویش را ناگهان کجا جا گذاشتی؟ یا به قول خواهرم فروغ دستهای خویش را در کدام باغچه عاشقانه کاشتی؟ این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد : چشمهای من به جای دستهای تو من به دست تو آب می دهم تو به چشم من آبرو بده . . . من به چشمهای بی قرار تو قول…

شعری از سیاوش کسرایی

0

من شاخه یی ز جنگل سَروم، از ضربه‌ی تبر ، بر پیکر سلاله‌ی من یادگارهاست… با من مگو سخن ز شکستن هرگز شکستگی به بر ما شگفت نیست… بر ما عجب شکفتگی اندر بهارهاست صد بار اگر به خاک کِشندم صد بار اگر که استخوان شکنندم گاه نیاز باز آن هیمه ام که شعله برانگیزد آن ریشه ام که جنگل از آن…

دوازده بیت مثنوی، برای دوازده ماه سال

0

تقویم سلام غربت زیبای صبح فروردین رسیدم و نرسیدی سراب چله نشین سلام دختر اردیبهشت ممنوعم نگاه آخر حوا . بهشت ممنوعم سلام پنجره ی نیمه باز خردادی ترک ترک شده در کوچه ها ی آزادی خدای تیر گلوگاه غم مرا بشناس برای عرض ادب آمدم مرا بشناس منم که غربت مرداد را وجب کردم شب نیامدنت را دوباره شب کردم رسیدم…