Press "Enter" to skip to content

روزِ زن و زمین

0

به بهانه ی سپندارمذگان – روزِ زن و زمین – با سابقه ای بسیار کهن در گیتی…..

 

دکتر جلالی مطلق، شاهنامه پژوه بزرگ که بیش از بیست و پنج نسخه از نسخ معتبر موجود از شاهنامه های مختلف در جای جای جهان را مورد مُداقّه قرار داده است می نویسد :

(( در ایرانِ کهن یک جشن بهاریِ زنان بوده که در آن روز زنان از آزادی بیشتری برخوردار بودند و به ویژه دخترانِ (دمِ بَخت) به همسر گزینی تشویق می شدند و از این رو این جشن را  (مَرد گیران) نیز، می نامیدند. این جشن را در پنجمین روز از اسفند ماه برگزار می کردند.))

ابوریحان بیرونی ((دانشمند و همه چیزدان، ریاصی دان، ستاره شناس، تقویم شناس، انسان شناس، هند شناس، تاریخ نگار، گاه نگار و طبیعی دان در سده ی چهارم و پنجم هجری قمری است. وی را یکی از بزرگترین دانشمند ایرانی در همه ی اعصار می دانند و به پاس پژوهش های قابل توجهش، با عنوان استاد شناخته شده است. از جمله آثار وی می توان به التفهیم، قانون مسعودی، آثارالباقیه، مالِلهِند و …. نام برد.)) وی در کتاب آثارالباقیه می نویسد: که ایرانیان روز پنجم اسفند ماه را روزِ سپندارمذگان نام نهادند و مردم ایران باستان، این روز را، روزِ زن و زمین می دانستند و آن را جشن می گرفتند و یکی از جشن های مهم ایران باستان بود……..

در ایران باستان، بیست قرن پیش از تولد عیسی مسیح، اقوام آریایی، روزی را با عنوانِ روز عشق یا سپندارمذگان نامیدند. در این روز زنان از همسرانشان هدیه، ارمغان، تحفه و پیشکش دریافت می کردند و مورد احترام زیادی قرار می گرفتند. در نهایت دریغ و افسوس که جهانی شدن( گلوبالیزیشن ) ضمن دست آورد نتایجی هرچند مفید ولی رسوم و فرهنگ غالب کشورهای قدرتمند و به اصطلاح جهان اولی را نیز به دیگر کشورهای جهان صادر می کند و جشن هایی چون ولنتاین، کریسمس وهالووین و…. چنان بومی شده اند که جوان امروزی ایرانی فکر می کند که این جشن ها متعلق به سرزمین و فرهنگ اوست!!؟؟ و چنان غفلت میدیران فرهنگی کشور که غرق در آداب و رسوم عربی  و همچنین غربی شده اند که گویی ما را نه سری بوده است و نه سامانی!!؟؟ و آدمی ناچار به یاد فرموده ی گهربار حافظ دلسوخته می افتد که فرمود : (( آن چه خود داشت ز بیگانه تمنّا می کرد…..)) و همچنین تو گویی ضربالمثلی به عمق معنایی: (( از اسب افتاده ایم از اصل که نیفتاده ایم )) در هیچ زمان و مکانی به گوشِ کسی نخورده است!!!!!

گفتنی است که درگاه شماری های گوناگون ایرانی، علاوه بر این که ماه های سال هر کدام نام خاصی داشتند( از جمله فروردین، اردیبهشت، خرداد، تیر، مرداد یا امرداد، شهریور، مهر، آبان، آدر، دی، بهمن و اسفند یا اسپند که خود هر یک نام فرشته ای ایزدی ازایزدانِ باستان بودند) هر یک از روزهای ماه نیز یک نام خاص داشتند برای مثال روز نخست هر ماه((روز اورمزد))، روز دوم هرماه، روز بهمن((سلامت، اندیشه))، روز سوم هرماه، اریبهشت((بهترین راستی و پاکی))، روز چهارم هر ماه شهریور((شاهی و فرمانروایی آرمانی)) و روز پنجم هرماه      ((سپندارمذ)) نامیده می شد. بدین ترتیب در هرماه یک بار نام ماه با نام روز یکی می شد که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می گشت، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام ان روز و ماه، به عنوان مثال،  شانزدهمین روز، (مهر) نام داشت و در مهرماه ( مهرگان ) لقب گرفت. روز (آبان) در ماه آبان جشن ( آبانگان ) یعنی جشن ستایش آب، و در روز(آذر) در ماه آذر جشن(آذرگان) یعنی جشن ستایش از آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم(اسفند یا اسپند) که (سپندارمذ یا اسفندارمذ) نام داشت، جشنی باشکوه به همین نام می گرفتند. ایزد این ماه، اسفندارمزد(سپندارمزد) فرشته ی نگهبان زمین و زن بوده است و این جشن را جشن زنان دانسته و نام ایزد بانوی بزرگ ایران باستان است. این واژه، خود از دو بخش(( سِپنتَه )) به معنی پاک و مقدس و (( آرمَئیتی )) به معنی فروتنی و بردباری تشکیل  شده است و معنی این دو باهم فروتنی و پاک و مقدس است. این واژه در طول تاریخ ودر پارسی میانه(( سپندارمت )) و در فارسی(( سپندارمذ )) و (( اسفندارمذ )) و اسفند شده است.

در ایران باستان در این روز مردان، زنان خانواده را بر تختِ شاهی می نشاندند و از آنان اطاعت می کردند و به آنها هدایایی تقدیم می کردند و در واقع این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران و دختران خود را گرامی بدارند و در این روز مردان و پسران کارهای خانه را به جایِ همسران و مادرانِ خود انجام می دادند.

هدف از این نوشته و یاد آوری این جشن خجسته و بایسته، این است که بدانیم و آگاه باشیم که نیاکان ما برای زیستن بهتر به سازندگان زندگی و همراهان خوب و مهربان و همدوش گذرِعمر، احترام می گذاشتند و بر عکس اقوام بیابان گرد، که کمترین بها را به زنان می دهند و تقریبا” همه چیز زندگی را به به نام مرد مصادره نموده اند، نیاکان ما به دختران خویش اختیار در گزینش همسر می دهند و به این کار تشویقشان می کنند. ولی ما را در جهل و بی خبری گذاشته اند و ما از تاریخمان در گذشته بی خبر مانده ایم( چه خوب و چه بد ) و تو گویی تاریخمان از زمان تازشِ تازیان است و بس!!! و چه نیکو گفت سانتایانا( فیلسوف اسپانیایی – آمریکایی ) :  (آنان که تاریخ را به یاد نسپارند ، محکوم به تکرار آن هستند. ) و نتیجه این غفلت و خواب خرگوشی، این شد که ما امروزه در کاروان تمدن جهانی بر عکس گذشته ها، جایگاهی در خور و شایسته ای نداریم!!؟؟

در پیشگاه تاریخ بر عهده ی ماست که تاریخمان را با دقت بخوانیم و بکاویم و هر آنچه از آن با ارزش است، برگیریم و به آیندگان بسپاریم تا اینکه بی هویت در گیتی نمانیم و ما را و دانشمندان ما را و شاعران ما یک روز عرب ها روزی دیگر ترکها به نام خود مصادره نکنند و برای خود تاریخ وتمدّن گدایی نکنند و ما نیز به هوش باشیم که (( مرغِ این همسایگانمان در هیچ هنگامی از تاریخ غاز نبوده است!!! ))

این روز بر همه ی مهربانوان ایران زمین خجسته باد( تا باد چنین بادا! )

عمرتان باد و مراد.

رشت. پنجم اسفندماه یکهزاروچهارصد.

 دکتر دژآباد.

نقاشی اثر ماندگار ندا دانایی
“رقص سایه‌ها
100 در 70 سانت
آکرولیک

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.