Press "Enter" to skip to content

زنان دنيا…

0

 

عکاسی رومانیایی به سرتاسر جهان سفر کرده و چهره‌ی زنان هر کشوری را به ثبت رسانده. در این ویدیوی کوتاه آلبومی از عکس‌های زنان دنیا را خواهید دید.

آه…

0

گرافیتی از حمید نیکخواه در دفاع از کولبران...

هفت هنر

0

این هفت هنر به عشق می ماند و بس
هر روز سرود سبز می خواند و بس
سرمایه جاودانمان عشق و هنر
این راز دل سوخته می داند و بس

توکیو آرام

0

توکیو یکی از بزرگترین نواحی متروپولیتن در جهان است . مردمی که در آنجا زندگی می کنند تنهایی منحصر به فردی دارند ، اما همیشه در ازدحام جمعیت شهر خود را پنهان می کنند و من تلاش کردم تا عمق تنهایی را در فضای ساخته بشر با ساده ترین ترکیب نشان بدهم . 🌹🌹
آرام ترین مردم، شلوغ ترین ذهن ها را دارند .
" استیون هاوکینگ"

واکنشی هستیم یا کنشی؟

0

 

 

این‌جور جمله‌ها را چقدر شنیده‌ایم:
حالم خوب بودهااا، این خبر رو تو اینترنت خوندم اصلاً اعصابم به هم ریخت حالم خوب بودها، اما رئیسم یه چیزی گفت گند زد به روز من
حاالم خوب بودها، امروز مغازه‌ام فروش خوبی نداشت، اعصاب ندارم.

روايت‌هاي نگفته…

0

عکس‌ها از این جهت برای من جالب هستند که ما لحظه‌ای را ثبت می‌کنیم، لحظه‌ای که دوستش داریم و برامون ارزشمند است و بي‌ که بدانیم داریم یک سری داستان را هم ثبت می‌کنیم، داستان‌هایی که خودمان هم نمی‌دانیم چطور قرار است روايت شوند و شاید به آن دقت هم نکنیم، اما وجود دارند و منتظرند روایت شوند...

نه من قرار بود به جایی برسم نه کل دنیا.

0

روز بعد باز دوباره برگشته بودم دفتر. احساس بیهودگی می‌کردم و اگر بخواهم رک حرف بزنم حالم از همه چیز به هم می‌خورد. نه من قرار بود به جایی برسم نه کل دنیا. همه‌ی ما فقط ول می‌گشتیم و منتظر مرگ بودیم. در این فاصله هم کارهای کوچکی می‌کردیم تا فضای‌های خالی را پر کنیم. بعضی از ما حتا این کارهای کوچک را هم نمی‌کردیم. ما جزء نباتات بودیم. من هم همین‌طور. فقط نمی‌دانم چه جور گیاهی بودم. احساس می‌کردم که یک شلغمم. تلفن زنگ خورد. برش داشتم.

برای خانم دکتر فاطمه قطبی عزیز متخصص کودکان و نوزادان که بر اثر کرونا از میان ما رفت.

0

◼️◼️◼️
من این لبخند را می‌شناسم خانم دکتر فاطمه قطبی عزیز

این نگاه را می‌شناسم. این لحظه را هم. این چین‌ها برایم آشناست. این چین گوشه‌ی لب و خطی که از کناره‌‌ی بینی کشیده شده تا لب را می‌شناسم. آن‌طور روی هم آمدن پلک‌ها را هم.

مگر می‌شود متخصص کودکان باشی و سه چین مهربان نیفتاده باشد گوشه‌ی چشم‌هایت؟ مگر مِهر سالیان دراز دم‌خور بودن با کودکان، در چهره‌ی دکتر سیادتی نیز ننشسته بود؟ مگر می‌شود روزی چند ساعت با کودکان بخندی و حرف‌های ناب و بکر بشنوی و مهربانی در چین‌های صورت‌ات خانه‌نشین نشود؟

جناب رییس‌جمهور، این تدبیر نه حکومتی است نه بهداشتی و نه دینی!

0

دکتر مهران قسمتی‌زاده، رییس نظام پزشکی لاهیجان-سیاهکل و عضو هیات مدیره انجمن پزشکان عمومی ایران

▫️برگزاری مراسم عزاداری در دورانی که روزبه‌روز حتی به آمار رسمی ابتلا و مرگ در اثر #کووید_۱۹ افزوده می‌شود، نشانی از تدبیر ندارد.

شهر من

0

شهر من
رقص کوچه‌هایش را بازمی‌یابد
هیچ کجا هیچ زمان
فریاد زندگی بی‌جواب نمانده است!

معرفی کتاب «فرهنگ دیداری و روش‌شناسی تحلیل تصویر» تألیف دکتر مریم کهوند

0

به تازگی کتاب ” فرهنگ دیداری و روش شناسی تحلیل و تصویر“ تألیف دکتر مریم کهوند ( عضو هیئت علمی گروه ارتباط تصویری دانشگاه هنر) با همکاری نشر یک فکر و انتشارات دانشگاه هنر در ۱۱۰۰ نسخه منتشر شده است که در ادامه به معرفی آن می پردازیم.

اعلام نتایج داوری آثار رسیده به دبیرخانه جشنواره مجازی موسیقی “بهار آفرین”

0

با خبر شديم استاد مجید صانعی؛ عضو هنرمند و ارجمند گروه هفت هنر در جشنواره مجازی موسیقی "بهار آفرین" درخشيدند. اين افتخار را به ايشان تبريک مي‌گوييم و آرزوي موفقيت روزافزون براي‌شان داريم.

فریدا

0

«من هرگز رویاها را نقاشی نکردم،
من واقعيت خودم را به تصویر کشیدم.»

فریدا کالو بی‌شک یکی از ماندگارترین
چهره‌های هنری و نقاشان زن تاریخ است.
او از پدری آلمانی‌تبار و مادری دورگه (اسپانیایی - مکزیکی)، در خانه‌ای موسوم به «خانهٔ آبی» که اکنون موزهٔ فریدا است در حومهٔ مکزیکوسیتی به دنیا آمد.
سه ساله بود که انقلاب مکزیک و جنگ‌های داخلی شعله‌ور شد، در شش سالگی به فلج اطفال دچار شد و چندین ماه در خانه بستری ماند، این بیماری انحرافی همیشگی در پای راستش باقی گذاشت و همین نقص باعث شد تا پای راست او همیشه لاغرتر از پای چپش باشد، و این شد که او تا پایان عمر همه‌جا با دامن‌های بلند ظاهر میشد.
سپتامبر ۱۹۲۵ که فریدا دانشجوی پزشکی بود یک تصادف شدید او را از ناحیهٔ شانه، سینه، کمر، لگن و پا دچار شکستگی‌های متعدد کرد. پس از این تصادف و در بستر بیماری، درست جایی که می‌توانست پایان زندگی‌ فریدا باشد، این دختر زمینگیر شده سرنوشت‌ خود را به دست گرفت و برای اولین بار شروع به نقاشی کرد؛ فریدا لوازم نقاشی را از پدرش قرض گرفت و توانست آرزوها و رنج‌هایش را از جسم ساکن و سراسر آتل و گچ‌گرفته‌ روانهٔ بوم کند، دردها و رنجهایی که در آثار او به وضوح مشهود است...

‍ دیروز مطمئن شدم که ماسک زدن خیلی ام ربطی به شعور نداره…

0

 

سر ظهر بود و ظل گرما، تو تاکسی که سه نفر رو بیشتر سوار نمی کنه، نشسته بودم، آقایی هم بیرون تاکسی ایستاده بود، دیرم شده بود، به راننده گفتم بگو سوار بشه تا بریم دیگه...گفت ماسک نزده، سوارش نمی کنم، بعد اضافه کرد: خیلی وقته وایستاده، بدون ماسک کسی سوارش نمی کنه، اتوبوس هم نیست!

تو کیفم ماسک اضافه داشتم، بهش دادم و سوار شد.

دیوونگی

0

 

گفتم: ببین این دیوونگیه!
گفت: می دونم.
گفتم: ولی اون علنا به تو پشت کرد، تو رو رسما لگدمال کرد و خیلی شیک از روت رد شد!
با صدایی گرفته گفت: می دونم.
گفتم: خب؟! پس می شه بی‌پرده بگی چه مرگته؟
باتوام ماهی! جواب بده.
بلند شد و رفت کنار پنجره و نشست همونجا، درست عین زمانی که اون لعنتی هم اونجا می‌بود و موهای بلندش رو که حالا دورنگ شده بود رو پشت گوشش می‌انداخت و سرانگشت نوازشگرش رو در دریای موهاش غرق می‌کرد؛ زانوهاش رو بغل کرد و به نقطه‌ای نامعلوم خیره موند.
گفتم: چرا خودآزاری می‌کنی؟ اون داره اون سر دنیا زندگی‌ش رو می‌کنه. حال‌ و هولش هم برقراره.

تماماً بازی!

0

ما دنیا را صحنه بازیگران دیدیم و تماماً بازی، پس به باور هیچ نقشی در یک جا راکد و عفن نشدیم و سیال بودن و دوره گردی بازیگران و تلخکها را ارجح دانستیم.

عکسهای دیدنی از مجید بهزاد بمناسبت روز ملی دماوند

0

✔️مجید بهزاد، عکاس طبیعت، در طول ۱۱ سال در شرایط گوناگون جوی بیش از ۱۰۰ ثبت از قله‌ی دماوند داشته که ۸ تا از بهترین ثبت‌هاش رو در این توییت به مناسبت روز ملی #دماوند خواهید دید. منبع:توییت فلات ایران

هفت ساعت زنگ بیداری ﮐﻪ ﺑﺸﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧرافات ﭼﻨﺪﯾﻦ هزار ساله اش رهانید.

0

1⃣ﺍﻭﻟﯿﻦ زنگ ﺭﺍ #ﮐﻮﭘﺮﻧﯿﮏ در 1550 میلادی ﻧﻮﺍﺧﺖ.ﺍﻭ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﺮﮐﺰ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻧﯿﺴﺖ بلکه ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﺩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻣﯽ چرخد.
2⃣دومین زنگ را #نیوتن در 1700 میلادی نواخت :
او نشان داد که هیچ نیروی غیبی و هوشمندانه ای موجب سقوط اجسام و حرکت سیارات و شهاب سنگها و کهکشانها نمیشودبلکه تنها نیروی جاذبه است.

گاهی خیلی زود دیر میشه!

0

خیلی ساده میان درست میشینن همونجایی که باید؛ دقیق وسط قلبت. و آرام و ممتد در تو ریشه می‌کنند، با هر نفس! با هر نگاه! یه دفعه چشم باز می‌کنی و می‌بینی شدن جزئی از وجودت‌. و قصه درست از اون جا شروع می‌شه که عادت می‌کنی به حضور پررنگ دائم‌شون که، کم‌کم کمرنگ بببنیشون و خیالت راحته که همیشگی هستن. تلگرامت…

اراده درونی زن

0

در دنیا چه نیرویی می‌تواند در مغز زنی اطمینان مسلمی ایجاد کند مگر اراده درونی خودش. زن‌ها، مخصوصاً زن‌هایی که زیاد سختی کشیده‌اند، حرف هیچ‌کس را باور نمی‌کنند. حتی چیزهایی که با چشم خودشان می‌بینند، تمامش را باور نمی‌کنند. فقط وقتی غریزه درونی آن‌ها چیزی به آن‌ها بگوید، قبول دارند. فقط به آهن آبدیده درون سخت و دیرباور خودشان اعتقاد دارند.

عکس تازه‌يي از احسان نیکفرجام

0

عده‌ای می‌گویند،
دروغ عامل بسیاری از جدایی‌هاست
اما نه!
این حقایق هستند که انسان ها را از هم دور می‌کنند
و گرنه ما دروغ می‌گوییم
که نزدیک باقی بمانیم
شاید دردناک باشد
اما ما به نوعی محکوم به دروغ گفتن هستیم
درست به همان اندازه که محکوم به زندگی کردن!