Press "Enter" to skip to content

Posts published in “شعر”

‌”باغ من“

0

 

‌آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
‌ابر با آن پوستینِ سردِ نمناكش
‌باغ بی‌برگی، روز و شب تنهاست
‌با سكوتِ پاكِ غمناكش.

نگاه کن…

0

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود

The Begger

0

I'll follow you my friend
I'll be the shadow on your path
Round each and every bend
As I stand before you now
Naked until the end

شعر خواني استاد محمود طياري و اجراي هماي پرواز در کلبه‌ي چوبي

0

🌹🌹🌹

همای مستان:
پیر آموزگار من امشب رسید در بر من واژه‌های خوش عطر و بوی استاد همیشگئ من محمود جان طیاری امشب برای نخستین بار پیچیده در کلبه‌ی کوچک چوبئ و انگار همه ی این چوب ها و درختان و برگ ها و باغ هم به گوش نشستند به پای واژه واژه های سرا پا سرشار از عشقشان...

ارغوان می‌بینی؟

0

ارغوان می‌بینی؟
به تماشاگه ویرانی ما آمده‌اند...
مانده‌ایم تا ببینیم نبودن را
آخر قصه شنودن را
پشت این پنجره‌ی بسته هنوز
عطر آواز بنان مانده است

زنان دنيا…

0

 

عکاسی رومانیایی به سرتاسر جهان سفر کرده و چهره‌ی زنان هر کشوری را به ثبت رسانده. در این ویدیوی کوتاه آلبومی از عکس‌های زنان دنیا را خواهید دید.

هفت هنر

0

این هفت هنر به عشق می ماند و بس
هر روز سرود سبز می خواند و بس
سرمایه جاودانمان عشق و هنر
این راز دل سوخته می داند و بس

برای فهیمه

0

دریابندری علاوه بر ترجمه، دستی در سرودن شعر هم داشت. چنانکه یکی از آن‌ها را برای همسرش، زنده‌یاد فهیمه راستکار، سرود و به همراه یادداشتی کوتاه به او تقدیم کرد. تاریخ ساختن این شعر روز و ماه دارد و سال، نه. به گمان سهراب دریابندری كه خط پدر را خوب می‌شناسد باید در سال‌هایی پیش از دهه‌ی شصت نوشته شده باشد؛ دهه‌ی پنجاه؟ شاید.