Press "Enter" to skip to content

بدون تو من جنس سوم بی‌ربطم

0

مرا حرفه یی دیگر نیست
جز آنکه دوستت بدارم
و روزی که از مواهب من بی نیاز شوی
و دیگر نامه های مرا نپذیری
کار و حرفه ام را از دست خواهم داد…

می خواهم دوستت بدارم
تا به جای همه ی جهانیان پوزش بخواهم
از همه ی جنایاتی که مرتکب شده اند در حق زنان…

از زنانگی ات دفاع میکنم
آن سان که جنگل از درختانش دفاع می کند
و موزه ی لوور از مونالیزا
و هلند از ون گوگ
و فلورانس از میکل آنژ
و سالزبورگ از موزارت
و پاریس از چشمهای الزا…

می خواهم دوستت بدارم
تا شهرها را از آلودگی برهانم
و ترا برهانم
از دندان وحشی شدگان…

زن لایه ی نمکی ست
که تن ما را از تعفن حفظ می کند
و نوشتن مان را از کهنگی…

آنگاه که زن ما را به حال خود رها کند
یتیم می شویم…

من کی ام بدون تو؟
چشمی که مژه هایش را می جوید
دستی که انگشتانش را می جوید
کودکی که پستان مادرش را می جوید…

آنگاه که مرد
بر دوش زنی تکیه نکند
به فلج کودکان مبتلا می شود…

آنگاه که مرد زنی را برای دوست داشتن نیابد
به جنس سومی بدل می شود
که هیچ ربطی به جنس های دیگر ندارد…

بدون زن
مردانگی مرد
شایعه یی بیش نیست…

“نزار قبانی”

متن ترانه آشوبم چارتار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.