Press "Enter" to skip to content

Posts published in “مناسبت ها”

درمان یک کابوس

0

“هنر” براي “زندگي” و “اعتياد” نابودکننده “هستي” است. “درمان یک کابوس” عنوان کليپي هفده دقيقه‌اي است که به مناسبت هفته مبارزه با مواد مخدر از سوي صنف درمانگران استان گيلان منتشر شده است. شايان ذکر است، مراکز درمان اعتياد استان گيلان که زير نظر وزارت بهداشت فعاليت مي‌کنند، در دو بخش سرپايي و بستري بيش از هفتاد هزار بيمار را از چرخه‌ي…

بخشی از نامه‌ی «بهمن محصص» به دختر احمدرضا احمدی

0

دنیای بچه های قالی باف «عزیزم؛ این عکس «اقبال مسیح» است؛ پسر ۱۲ ساله‌ی اهل پاکستان که در روز عید پاک امسال، وقتی با دوچرخه در روستایشان می‌گشته، کشته شد. قاتلین، اربابان قالی‌باف بودند که «اقبال مسیح» علیه آنان قیام کرده بود. این پسر را در شش سالگی فروخته بودند. قالی می‌بافت. علیه ظلم و کار سیاهِ (ساعات کار زیاد با مزد…

چهارشنبه سوری آیینی برآمده از دل تاریخ ایران زمین!

0

  #آتش بعنوان یکی از چهار عنصر اصلی تشکیل دهنده گیتی، برای ما ایرانیان بسیار گرامیست زیرا آنرا پاک کننده، زندگی بخش، انرژی دهنده، روشنایی بخش و بالا رونده میدانیم. از همین رو است که جشنهای آتش در گاهشمار کهن ایران زمین بیشمار است. از مهمترین جشنهای آتش، جشن سده، آذرگان، اردیبهشتگان، #تش_بوم (آتش افروزی بر بام خانه در شب پایان سال…

از چهارشنبه سوری می ترسم!

0

کوچکتر که بودیم با اومدن اسفند، دل دلهامون شروع می شد: شمارش معکوس برای تعطیلات نوروز! البته بماند که اضطراب سوالات در حد ناسای پیکهای نوروزی، همواره بخشی از حلاوت اون لحظات رو زایل می کرد. پرسش های متوالی تکراری از والدینمون که کی می ریم خرید عید؟ و تازه بعد از خرید از شوق لباسهای جدید خواب بهمون حروم می شد…

چهارشنبه‌سوری مبارک!

0

برکت از چهارشنبه‌سوری هم رفته سالهاست. زردی‌ها و سرخی‌ها جا عوض نمی‌کنن.آدمها بی‌رنگ شدن و آتیش‌ها پررنگ. بجای اون بیابونها که معدن خار و بته بودن، الان آپارتمان و برج ساختن با متری میلیون تومن قیمت. دیگه کمتر کسی بتونه دویدن یه پشته‌ی بته رو توی بیابون و دست به دست بیقرار باد، با چشم ببینه. کمتر کسی بوی خوش سوختن بته…

شب چله در آذربایجان

0

  فلسفه چله گجه سی : در افسانه های کهن آذربايجان ، دو چيلله وجود دارد که چيلله ی بزرگ همزمان با شب چله آغاز می شود و چهل روز طول می کشد. مطابق افسانه های کهن ، پيرزني که در فولکلور آذربايجان “قاري ننه” (مادربزرگ پير) خوانده می شود ، دو پسر دارد که نام يکی “بؤيوک چيلله” يا چلله ی…

شب یلدای ایرانیان

0

آیامیدانستید 💡 در شب یلدا ایرانیان باستان خوانی ویژه می گستردند و میوه های تازه فصل و میوه های خشک را در این سفره می نهادند. این سفره “میَزد” نام داشت و شامل میوه های تر و خشک و نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، “لُرک” بود. این سفره در واقع ولیمه ی به درگاه ایزد “مهر” یا همان خورشید بود. برخی…

صليب مقدس او

0

قلم توتم من است، توتم ماست، به قلم سوگند، به خون سياهي که از حلقومش مي‌چکد سوگند، به رشحه خوني که از زبانش مي‌تراود سوگند، به ضجه‌هاي دردي که از سينه اش برمي‌آيد سوگند… که توتم مقدسم را نمي‌فروشم، نمي‌کشم، گوشت و خونش را نمي‌خورم، به دست زورش تسليم نمي‌کنم، به کيسه زرش نمي‌بخشم، به سرانگشت تزويرش نمي‌سپارم، دستم را قلم مي‌کنم…

یادداشتی از لیبر؛ به مناسبت روز ماما

0

  ساعت سه و نیم صبحه که بیمار رو به اتاق زایمان منتقل می شه. دختر خوشرو و زیبایی که از ساعت هفت شب خودش رو و تمام امیدش رو به من سپرده. به آرامی درد کشیده، درونش فریاد زده و گاها که درد از حد تحمل اش خارج شده ناخواسته با فریاد گریسته. ملافه رو چنگ زده، دعا کرده و تلاشش…

Parler A Mon Pere

0

  می خواهم با پدرم حرف بزنم می خواهم گذر زمان را برای یک لحظه فراموش کنم یک آرامش بعد از یک دوران سخت و به جایی بروم که قلبم مرا می برد

شش لباس دور ریختنی در سال نو

0

  ?سال نو، فرصتی است برای پوشیدن لباس های نو و کنار گذاشتن کهنه ها لباس ها، فقط کت و شلوار و پیراهن نیستند. ⬅️لباس ها، عادت های ما هستند. می شود عادت های قدیمی و ذهنیت های کهنه را کنار گذاشت و رفتارهای جدید را تجربه کرد. بنابراین به سراغ کمد ذهنیت ها و عادت هایتان بروید. دربش را باز کنید.…

حاجی فیروز | دلقک ملی یا قهرمان ملی؟

0

  در ۱۵ ابان ماه سال ۲۳ شمسی عمر خلیفه دوم عرب و عامل کشتار هزاران ایرانی بدست یک برده ایرانی به نام پیروز نهاوندی ملقب به ابو لؤلؤ در مدینه به قتل رسید و باعث شادی فراوان ایرانیان شد! و با توجه به اینکه در ان دوران چندین ماه وقت لازم بوده تا خبرها بوسیله کاروانها و مسافران از مدینه به…

فلسفه‌ی چهارشنبه سوری: داستان سیاووش

0

  سیاووش فرزند کاووش شاه بعد از تولد، به روایتی، مادرش را از دست می‌دهد. و در سنین کودکی رستم آموزش‌اش را به عهده می‌گیرد و وقتی به بالندگی می‌رسد، از رستم اجازه می‌خواهد که نزد پدر بازگردد. با ورود شاهزاده، جشنی بزرگ برپا می‌شود، کاووس شاه مسرور از دیدار فرزند برومندش، همچنان چونان گذشته؛ چشم بصیرت بسته و در رویاهای خام…