Press "Enter" to skip to content

میز دکتر بهزاد… یادداشتی به بهانه روز داروساز

0

دکترحمید اخوین (پزشک شهره، خوش‌نام و مردمي شهر باران)

دکتر حميد اخوين

افتخار آشنایی من با دکتر محمود بهزاد از سه طریق میسر شد.
اول آنکه ایشان از دوستان و همکاران پدرم در دبیرستان رازی تهران و سازمان کتابهای درسی بود.
کتاب “داروین چه میگوید” ایشان را که در قطع جیبی چاپ شده بود را از همان دوران دبستان به یادگار دارم و البته عکس هایی از ایشان که در آلبوم پدرم بود.
بار دوم وقتی بود که در دبیرستان البرز مشغول به تحصیل شدم و متوجه شدم که ایشان سالها معاونت دبیرستان البرز را به عهده داشته اند.
اما اولین برخورد حضوری من با ایشان، بعد از آمدنم به رشت و در “سال ۱۳۷۳”ّ، در سالن اجتماعات “انجمن داروسازان” بود و آن سمینارهای بی نظیر تکرار ناشدنی و نیز در “انجمن مهرورزان گیل” در دفتر مرحوم دکتر فائق در کنار بسیاری از بزرگان اهل قلم گیلان و آن سخنرانی های بی بدیل.
به تدریج ملاقات ها و هم نشینی های من با ایشان بیشتر شد.
جایگاه والای علمی ایشان، در کنار صمیمیت، خضوع، فروتنی و نیز شوخ طبعی بی نظیری که داشتند از وی شخصیتی بسیار جذاب میساخت.
دکتربهزاد “سال ۱۳۲۴” به موازات تدریس زیست شناسی در دبیرستان البرز تهران دردانشکدهٔ داروسازی ثبت نام کرد و در “سال ۱۳۲۸” به اخذ مدرک دکترای داروسازی نائل آمد.
او یکی از فعالترین مترجمان علمی ایران محسوب میشود و با بیش از “۶۰ سال” تدریس در زمینه های مختلف زیست شناسی، فیزیولوژی و ژنتیک به عنوان “پدر زیست شناسی نوین ایران” معروف شد.
استاد دکتر بهزاد پرکارترین نویسنده و مترجم کتاب‌های علمی در ایران است. تعداد تالیف‌ها و ترجمه‌های او به “۹۸ جلد” و صدها مقاله در زمینه‌های مختلف میرسد.

اواخر “مرداد ماه ۱۳۸۶” به همراه دکتردوگونچی برای عیادت به منزل دکتر بهزاد رفته بودم و ایشان علی رغم ضعف شدید با رویی خوش پذیرایمان شد و سیبی مهمانمان کرد و قول دادند که به مراسم روز پزشک بیایند و قول گرفتند که ما هم یک شب سازی بیاوریم و برایشان بنوازیم .
دکتر بهزاد به قولش وفا کرد و خودش را به جشن روز پزشک رسانید ولی وعده ی ما به دلیل فوت ایشان در روز هشتم شهریور عملی نشد.

چندی بعد از درگذشت دکتر بهزاد، به اتفاق آقایان دکتر دوگونچی، درجانی، پورکاظمی و مهدی زاده برای اجرای وصیت ایشان و انتقال برخی یادمانهای وی به “بنیاد فرهنگ پزشکی” نظام پزشکی رشت به منزل ایشان رفتیم و علاوه بر کتب و الواح و یادداشت های بجا مانده از دکتر بهزاد، میز کار ایشان را نیز که یادگاری از ساعت ها مطالعه و تالیف و ترجمه بود به نظام پزشکی رشت منتقل کردیم .
برای میز شیشه ای سفارش دادم و بخشی از تصاویر و یادداشت های مورد علاقه دکتر را زیر شیشه قرار دادم و نقشه ایران را که همواره در بالای میزشان قرار داشت نیز به همان صورتی که در اتاق کارشان بود به دیوار بالای میز نصب کردم.
طنز تلخی است اما شوربختانه این میز که نشستن پشت آن به گمان من، میتوانست افتخاری برای هر کسی باشد، به دنبال تخریب! محل این بنیاد در دوره اخیر نظام پزشکی رشت که بجز دکتر بهزاد یادگاریهایی از دکتر یزدانی، دکتر جفرودی و دکتر فروحی را نیز در خود جای داده بود، بعد از مدتی خاک خوردن به گوشه سالن اجتماعات منتقل شد تا بعنوان میز چای و شیرینی سمینارها استفاده شود.

سالها قبل یک شب که شام را در منزل، میزبان ایشان بودم با طنز تلخی از خاطره اخیرش در سبزه میدان رشت میگفت که درحالیکه کنار مجسمه خودش ایستاده بود، مردم که او را نمیشناختند، به او میگفتند کمی کنار برود تا با مجسمه اش عکس بگیرند.
ای کاش انجمن داروسازان رشت، این میز و سایر متعلقات دکتر بهزاد را که اگر ناپدید یا معدوم نشده باشند، حتما در معرض نابودی هستند را از نظام پزشکی تحویل بگیرد و به طرز شایسته ای در مکانی مناسب نگه دارند.
در روزگار الگوهای بدلی، حفظ خاطرات بزرگان واقعی مملکت، وظیفه ای ملی است.

😷رشت.دکترحمیداخوین.۹۹/۶/۵.ایام کرونایی😷

#روز_داروساز
#دکتر_بهزاد

@HypnoseChannel

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *