Press "Enter" to skip to content

Posts published in “ادبیات”

معرفي کتاب “در غرب خبری نیست”، نویسنده : اریش ماریا رمارک

0

پریسا گندمانی /////// اریش ماریا در آلمان به دنیا آمد و جوانیش همزمان با جنگ اول جهانی بود. در همان زمان به زیر پرچم خوانده شد تا در جبهه غرب نبرد کند. پس از جنگ به آلمان برگشت و در پی روزی دست به هرکاری زد: معلم شد، مکانیکی اتومبیل کرد و خبرنگار روزنامه شد و در سال (۱۹۲۹) اولین اثرش را…

قصه‌هاي توماس، قسمت سوم: دريا

0

  شب است و قرص کامل ماه در آسمان مي‌درخشد. توماس بعد از مسواک به سمت تخت مي‌رود و خودش را روی تشک فنر دارش مي‌اندازد، یکم بالا پایین مي‌پرد و سپس ملافه خالدار آبی را روی تن‌اش کشيده و منتظر شب‌بخیر مامان مي‌شود. مادر موقع رفتن چراغ خواب را خاموش مي کند و بيرون مي‌رود. توماس مثل شب‌هاي گذشته کاغذ تا…

نامه به مدیر مدرسه پسرم

0

  جناب آقای مدیر با سلام، از ما خواسته‌اید تا پیش از شروع سال تحصیلی توقعاتمان را از مدرسه‌ بیان کنیم. دوست‌تر داشتم بجای پر کردن آن فرم، خواسته‌هایم را در نامه‌ای برایتان بنویسم: از پسرم کار بخواهید. چون او را هتل نمی‌آورم، به اولین سال دبیرستان می‌فرستم. اجازه دهید بریده‌های کاغذ و تراشه‌های چوب را زمین بریزد اما خودش هم جمع…

آن منم…

0

  آن زمان که دیگر نباشم ابری با توست سایه اش بر سرت آن ابر منم نخواهی شناخت…

تا معشوق…

0

تمامى اشیاء در ابتدا چيزى نیستند. چيزى نیستند مگر یک شیء ساده. یک لیوانِ دسته‌دارِ ساده. یک گلدانِ سفالیِ قدیمی. هر چیزی که هزاران هزار از آن در جهان هست و می‌شکند و باز می‌آید و دیده‌ نمی‌شود. هر چیزِ ناچیز و کوچک. هیچ نیستند تا معشوق، دست بر آن‌ها می‌کشد. تا آن لیوان می‌شود لیوانِ چای‌اش. گلدانِ سفالیِ ساده می‌شود گلدانِ…

من را یادت هست،من تنهایی تو هستم!

0

ما همیشه در معرض از دست دادن هستیم. از دست دادن فردی که دوستش داریم، از دست دادن جوانی،… و بعد از دست دادن، فرآیند انطباق پذیری آغاز میشود. ما کم کم یاد میگیریم که زخمها را ببینیم و حرکت کنیم. آدمها را از دست بدهیم و حرکت کنیم. ما عادت میکنیم که برای حرکت به جلو راهی پیدا کنیم. اجازه دهیم…

قصه‌هاي توماس، قسمت دوم: کتاني

0

امروزبراي توماس یک روز پر از آرزوهای رنگی است، چون بعد از مدت‌ها با پول توجیبی و شکستن قلکش، می‌تواند کفش کتانی قرمز پشت ویترین فروشگاه را بخرد و با دوست‌هايش فوتبال بازی کند. توماس پسر قانع و مهربانی است و هیچ‌ وقت به زور چیزی را از مامانش نمی‌خواهد. بالاخره روز موعود بعد از هفته ها انتظار فرا رسیده است. قلک…

مدیریت زمان

0

  وقتی تصمیم گرفتید فردی بسیار بهره ور باشید، می توانید از مجموعه ای از تکنیک های برنامه ریزی شخصی استفاده کنید. نخستین تکنیک این است که “گفتگوی درونی”تان را تغییر دهید. ۹۵ درصد از احساسات و اقدامات احتمالی شما به واسطه گفتگویی درونی که با خود دارید، تعیین می شوند. مدام با خودتان تکرار کنید «من بسیار منظم و بهره ور…

“هست شب” طرح تازه‌اي از محمود طیاری

0

  بیلیارد تهران بود و افسری با درجه سروانی، خوش تیپ و چهارشانه، با سبیل قیطانی. برای چند لحظه او که می‌آمد تو، بچه های بالکن، بازی‌های ایتالیایی‌شان را متوقف، و چوب‌های بازی به احترام او، سه بار به حالت افقی درهوا تکانده می‌شد. دود سیگار درهوا شناور، بچه‌های پایین، میز را با گل‌های زده و نزده تعارفش می‌کردند. لحظه‌ای بیش نمی‌ماند،گردش…

قصه‌هاي توماس، قسمت اول: آسانسور

0

“توماس” مورچه‌ی کوچولویی بود که درآپارتمان خانم زیبایی به اسم ماریا زندگی می‌کرد. یک خانه تمیز و ساده با رنگ‌بندی سفید و صورتی ملایم و کاملا مرتب. ماریا گاهی توماس را می دید؛ و چون مورچه‌ی بی‌آزار بود، کاری به او نداشت. او هم تمام مدت در آشپزخانه از این سو به آن سو چرخ می‌زد و یک زندگی امن و آرام…

چرا زن‌ها بیشتر از مردها به داستان‌های عاشقانه علاقه دارند؟

0

رمان‌های عاشقانه یکی از پرفروش‌ترین ژانرهای کتاب در سراسر جهان است که اغلب هم توسط زنان خریداری می‌شوند. میزان محبوبیت این دست از کتاب‌ها به قدری بالاست که همزمان با رکود فروش کتاب‌های دیگر، رمان‌های رمانس با استقبال بسیار زیادی از طرف مردم روبه‌رو بود. «مرین فیشر»، روانشناسی است که به منظور یافتن پاسخ این سوال که چرا داستان عاشقانه می‌خوانیم، رمان‌های…

روانشناسی پیری و توهمات دن کیشوتی

0

هوشنگ ابتهاج، ملقب به سایه، نود ساله شد. مبارک است. می گویند که سایه خاتم غزل سرایان معاصر است. درست است. حافظ غزل فارسی را به کمال رساند و بعد از سایه نیز کسی بهتر از او غزل نسرود. البته جای این سوال باقی است که وقتی حافظ داستان را تمام کرد، دیگر چه نیازی به غزل سرایان دیگر است؟ خب با…

آیا انتخاب دیگری دارم یا این تنها انتخاب است…؟!

0

  ‍ فیلم سینمایی MINE داستان سربازی است که حین بازگشت از مأموریت در بیابانی برهوت، یکی از پاهایش روی مین می رود اما او بلافاصله متوجه می شود و پای خود را از روی مین برنمی دارد، به همین دلیل مین عمل نمی کند، بنا به دلایلی خودش نمی تواند مین را خنثی کند پس مجبور می شود چندین روز در…

یادداشتی بر رمان «آینه‌ی قدی صدساله» نوشته‌ی ناهید شمس

0

ناهید شمس، نویسنده معاصر کرمانشاهی است که به‌طور خاص در رمان «آینه‌ی قدی صدساله» زنانی را به تصویر می‌کشد که در مقابل واقعیت زمخت روزمره‌ی خود گریزی از پر و بال دادن به دنیای وهم‌انگیز و خیالی خرافه ندارند.

خورشید را می دزدم…

0

بُمرانی نام گروه موسیقی ایرانی است که در سال ۱۳۸۷ فعالیت خود را از فضای مجازی و کافه‌ها و سپس آهنگسازی و اجرای زنده در تئاتر شروع کرد و هم‌اکنون از ‌گروه‌های فعال داخل ایران است.

یعنی، هنوزم رژیم داری؟

0

جوون تر که بودم ، واسه خرج و مخارج تحصیلم مجبور شدم توی یه رستوران کار کنم ، من اون جا گارسون بودم ، رستوران ما به مرغ سوخاری هاش معروف بود ، البته نمی شد از سیب زمینی سرخ کرده هاش هم گذشت ، خلاصه اینکه پاتوق دختر پسرهای جوون بود. صاحب رستوران مرد با انصافی بود ، از اون سبیلوهای…

نهال امید دردانشگاه هنر… یادداشت خواندنی از اردشیر پژوهشی (مدرس هنر و محقق)

0

  روزسی و یکم تیرماه نودوهشت را به عنوان یک روز خاص با تصویر یک نهال در دفتر خاطراتم نشانه گذاری خواهم کرد.چراکه این روز به واسطه ی رویدادی ویژه، در شمار روزهای خاص، مهم و ارزشمند زندگی ام قرارگرفت. روز سی ویکم تیرماه نودوهشت اولین جلسه از اولین دوره ی پرورش مربی هنر کودک در دانشگاه هنر، دانشکده هنرهای تجسمی (پردیس…

چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد…

0

کسی که در برابر بتهوون، باخ و موتزارت، فروتنانه سکوت اختیار کند، به تار جلیل شهناز، عود نریمان، آواز شجریان و ترانه ی “اندک اندک” شهرام ناظری عاشقانه گوش بسپارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد… کسی که مولوی را قدری بشناسد، حافظ را قدری بخواند،خیام را گهگاه زیر لب زمزمه کند، و تک بیت های ناب صائب را دوست بدارد،…

گزارش تصويري نازنين از نيويورک،‌ تابستان 1398.

0

قطعه‌اي از کتاب “با Ellie در واشينگتن دي. سي” پانوشت سفر آمريكا؛ (از بخش “بعد از صبحانه“): «گفتم اگه حوصله كني، يك چيزهايي بهت مي‌گم؛ اگرچه مي‌دونم گوش‌ِ‌ت بدهكارِ اين حرف‌ها نيست! جهانِ سرمايه در اينجا بارِ اقتصادي، فرهنگي داره، كه روي كاكلِ ستاره‌هاي پول‌سازش مي‌چرخه، زشت، زيبا، سياه يا سفيد، هر‌كه از راه مي‌رسه كافيه سُرنا رو از سرِ گشادش با…

اجرای قصه‌ی “پیله برفی سال” به زبان محلی (گیلکی) شنبه ساعت ۲۳:۳۰ کانال IGTV گیله قصه جا. (ترجمه فارسی داستان آن سال برفی)

0

اولین باره کی استاد محمود طیاری امی کشور نامدار نویسنده، داستان گیلکی و اختصاصی گیله قصه ره ایجرا بوکوده. “پیله برفی سال”مجموعه داستانی ایسه کی سال ۱۳۸۴ چاپ بوبوسته و دوازده تا خوروم داستان داره.  پیله برفی سال، ایتا جه ان داستانانه. ترجمه فارسی داستان آن سال برفی در ادامه…

سرانجام می‌توان از همه گریخت، اما…

0

مردان و زنان، در رحم مادر، شکل می‌گیرند و در آن‌جا، در دنیای خودشان، نسبت به همه چیز، بی‌تفاوت هستند، ولی به این دنیا که می‌آیند مجبورند مبارزه کنند. شاه باشی یا سرباز، مذهبی باشی یا قاتل، زن راهبه در روسیه باشی یا زن انگلیسی در بارداباس، یک چیز مسلم است که باید جنگید ولی با این حال، همه چیز، همیشگی نیست…

آرزو

0

    کاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گیاهی بودم چو بر آنجا گذرت می افتاد به سرا پای تو لب می سودم

مراسم رونمایی از دوازدهمین اثر علیرضا پنجه‌ای؛ شاعر پر احساس و همیشه جوان شهر رشت برگزار شد.

0

  هفت هنر: کارگاه نمایش پروین ششم تیرماه 1398 میزبان نشستی صمیمانه به مناسبت رونمایی از دوازدهمین اثر علیرضا پنجه‌ای؛ شاعر پر احساس و همیشه جوان شهر رشت بود. در ابتدای این نشست کلیپی از شعر خوانی علیرضا پنجه ای اکران شد که به دست‌مان رسید و با هم می‌بینیم. گفتنی است عشق متبلور علیرضا پنجه‌ای به زادگاهش، “شهر باران‌های نقره‌ای” در…

ناصرالدین شاه و جیران ملقب به فروغ السلطنه

0

یکی از زنان ناصرالدین شاه، جیران ملقب به فروغ السلطنه و اهل تجریش بود که شاه در جوانی بسیار دلباخته اوبود؛این زن در جوانی مرد وشاه در اندوه و حسرت فراوان غوطه ور شد. بعد از مرگ جیران، شاه به یاد روزهای خوش و عاشقانه ای که با او داشت،سری به خانه جیران می زندبا دیدن سکوت و غباری که بر خانه…

عشق

0

عشق، نجات دادنِ غریقی است که دیگر هیچ کس به نجاتش امیدی ندارد. عشق، رَجعت به آغازِ آغاز است؛ به شروع؛ به همان لبخند، همان نگاه، همان طعم؛ اما نه خاطره ی آنها، خودِ آنها. #نادر_ابراهیمی یک عاشقانه ی آرام اشتراک از: بانو قهرمانی

چند طرح روستايي از کتاب طرح‌ها و کلاغ‌ها اثر محمود طياري

0

از برنجزار حرف مي‌زنيم درختِ آلوچه‌ي قرمز پرچينِ خيس… – تبريزي‌ها و درختِ توت. وسگي كه- خودش رو مي‌ليسه – گاوي كه گردنش رو- به تنه‌ي درختي مي‌كشه. و كلاغ‌ها … كلاغ‌ها!