Press "Enter" to skip to content

شعري از شاعره‌ي ارجمند سمانه رحيمي

0

وقت سلام و لحظه ی عرض ارادت است
این سینه غرق نوحه و لبریز حاجت است
ماه محرم آمد و قلب شکسته ام
از راه دور گرم دعا و زیارت است
همراه کاروان شده راهی سپاه دل
ورد زبان و ذکر دعایش شهادت است
تا ظهر داغ واقعه چیزی نمانده است
این تازه ابتدای مسیر روایت است
بانگ رحیل و ناله هیهات شد به پا
وقت قیام تازه شده ، یا قیامت است ؟
در راه کربلا ست سپاهی که در دلش
هفتاد دو دلیر و یل ِ سرو قامت است
فرمانده ی سپاه دلیران حق حسین
مردی که قبلگاه جهاد و شجاعت است
وقت نیاز میکند اعجاز نام او
یگ گوشه چشم حضرت مولا شفاعت است
آغاز عاشقی ست همین ذکر یا حسین
عشقی که می رسد به خدا ، بی نهایت است

#سمانه_رحیمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.