Press "Enter" to skip to content

شعری از شاعره ی ارجمند “سمیرا یکه تاز”

0

تا سحر سر روی دوش خسته ی دیوارها
می شمارم بی تو بودن های خود را بارها

می وزد طوفان سرد خاطراتی دور دست
می کشد دست و دلم را هر طرف افسارها

زوزه ی شب , ناله ی باد و نفیر شوم جغد
این مثلث ,برده جانم را به روی دارها

یاد لبخندت_همان نبض شکوفایی_ به خیر
می شکفت از گونه هایت ,شاخه ی گلنارها

جای دیدارت به تقویمم ,همیشه سرخ ماند
زندگی تعطیل رسمی شد پس از دیدارها

رد پاها رد پاها قاتل بالفطره اند
رفتی و جای نگاهم مانده بر دیوارها

 

 

عکس ها از: یگانه قدیریان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *