Press "Enter" to skip to content

آواز كه می‌خوانم…

0

آواز كه می‌خوانم
درختان‌ِ حیاط در خاك به هم نزدیک‌تر می‌شوند
و گُل‌های باغچه یک‌به‌‌یک زردتر
تو با خنجری از میان‌ِ ‌استخوان‌هایم می‌گذری
و فكر می‌كنی كه تسكینم می‌دهی…

برای نگاه كردن به چشم‌های تو چند قرن آرامش
چند قرن سكوت و فاصله كم دارم
آواز كه می‌خوانم
آتشی در آتش می‌پیچد
و مادرم پُشتِ در می‌نشیند و با صدایِ بلند گریه می‌كند
و در صدای لرزانش مُدام می‌گوید:
ــ باز خوابِ او را دیده است
باز خوابِ او را دیده است…

#شهرام_شیدایی

اشتراک: گلی

قله زو مشهد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.