Press "Enter" to skip to content

شعري از سمیرا یکه‌تاز

0

از روز پر از حادثه, آغاز دوبارهیک لحظه فقط مانده به پرواز دوباره

_لرزید دل کاغذی اش قافیه را باخت
بر دایره افتاد شبی راز دوباره

بارید کمی نور به پس کوچه ی شعرش
تا سوز غزل کوک شد از ساز دوباره

خندید به رد قدمش برگ نحیفی
هر فصل ,بهار است به اعجاز دوباره

نام تو پریزاده ی عشق است در این بیت
صد صنعت پنهانی و ایجاز دوباره

آن راز , دو چشمان تو در طالع من بود
ای دفتر نو , آیه ی اعجاز دوباره

#سمیرا_یکه تاز، (کارشناس ارشدومدرس ادبیات فارسی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.