Press "Enter" to skip to content

یک تئاتر مدعی و موفق

1

 

 

نگاهی به نمایش «اعتراف می‌کنیم» به کارگردانی «محمدرضا دیبایی»

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

علیرضا طیاری

«الماس پنج میلیاردی کجاست!؟ من همین جا گذاشتم‌اش!»

این همان «قلاب طلایی»‌ است که «محمدرضا دیبایی» توانست وزن خاموش سالن نمایش را برای 80 دقیقه بر آن معلق و حواس تماشاچی را برای تمام اجرا مصادره به مطلوب کند!

البته علاوه بر این تعلیق کارا، «طنز» نیز چاشنی متن و اجرای اثر نمایشیِ درخشان «اعتراف می‌کنیم» شد تا تماشاچی پای بازی تحسین‌آمیز نقش‌آفرینان پرانرژی تا آخر بماند و در پایان اجرا، بی‌توقف به تحسین و تشویق، ایستاده کف بزند.

قصه‌ی نمایش «اعتراف می‌کنیم» روایت یک مهمانی دوستانه است؛ زن و شوهری جوان که می‌خواهند برای شام سنگ‌تمام بگذارند! اما با ناپدیدی سنگ الماس نمایش؛ انگار قرار نیست سنگ روی سنگ بند باشد!

پس در یک طرح و توطئه‌ی قابل قبول داستانی، از آنجا که همیشه روزی‌مان به تیره‌روزی گرفتار می‌آید؛ و دوستی‌های‌مان با طعم ‌تلخابه‌های روسی بوی نفتالین می‌گیرد؛ و غذای سفره‌ی بی‌نفت‌‌مان از دهن می‌افتد؛ در این نمایش عوض عطر شام و شامی به مشام شما؛ از لاف و بلوف و تهمت، آشی پخته می‌شود که تا دل‌تان بخواهد رویش روغن بی‌اعتمادی است!

اگر چه در دقایق اول، شعله‌ی نازل این آش شله‌قلم‌کار، نگارنده‌ی این یادداشت را به گمانه‌های تردید کشاند، اما به سرعت توانست اعتبارش را با تقابل نقش‌ها در اعتماد و سوءظن، بین میزبان و میهمان با قلم خوب نویسنده، در سیری تکاملی با ریتمی تند به دست آورد.

اجرا، تقطیع مناسبی داشت و چند بار خاموشی صحنه و تغییرات اندک دکور فکر شده بود. صدای شاد‌خواری‌های مردانه با توجه به مقدرات و معرق‌کاری پشت‌صحنه به خوبی تداعی می‌شد و عرق‌ریزی‌های بازیگران را به کام‌ کارگردان تلخ نمی‌کرد. پوشش، گریم بازیگران و نور از اهتمامی در خور برخوردار بود.

وزن دیالوگ‌ها بین نقش‌ها انگار با ترازوی طلا فروشی با واحد مثقال توزین شده و عیار طراحی صحنه بالای هیجده بود!

پیش از شروع نمایش کودک خردسال یکی از بازیگران توجه‌ام را جلب کردم که در آغوش پدر به صدای مادر بازیگرش گوش می‌سپرد:

“دخترم من فقط بازی می‌کنم…”

اما در لحظات نفس‌گیر نمایش که صحنه به التهاب و چالش رسید؛ کودک در باور بازی مادرش و صحنه؛ با صدای بلند و جیغ، گریه می‌کرد و نمی‌شد آرامش کرد و این شاهدی بر باورپذیری این اثر نمایشی درخشان است و اعتراف‌ می‌کنم آنقدر همه‌ی تاس‌های بازی و صحنه خوب نشست که به بغل دستی‌ام با خنده در حین اجرا گفتم:

«امشب جیب‌های ما را برای الماس می‌گردند!»

بر این باورم تئاتر خوب به بازشناسی ظرفیت‌های انسان هوشمند می‌انجامد، و آن قدر در آن زندگی هست که بتواند مخاطب را بی‌هزینه به تجربه‌های گران در این گرانی بی‌افسار برساند. در جمع‌بندی بی‌مکث و اما و اگر می‌شود این نمایش را یک تئاتر مدعی و موفق دانست که توانسته با بهره از تمام عوامل صحنه، متن رسا، اندیشه‌ی کاونده و اجرای دقیق و بی‌نقض به اعتبار تئاتر منطقه بیافزاید.

توجه شما را به سخنان میهمان ویژه؛ «محمود طیاری» پیشکسوت تئاتر کشور در تایید و تبیین جایگاه این اثر در شب اجرا که با تشویق تماشاچیان همراه بود، جلب می‌کنم:

«این شانس رو داشتم که یک اجرا از آقای «دلسوزی» در پرداختی که از یکی از کارهای خوب «چخوف» داشتند ببینم و به نظرم این اعتبار رو ایشون با اون اجرا، همیشه برای خودشان خریدند.

من کنار احساساتی که همه‌تون امشب شریک بودین درش؛ یک واقعیت را می‌خوام بگم:

کمی بیشتر از لحظات اول نمایش فکر می‌کردم؛ این نمایش درست کلید نخورده و به نظرم آب بیشتری بسته شده بهش و کمی می‌ترسیدم که به همان روال بره بالا و قدم‌های اول کمی نازل برداشته شده بوده؛ اما بعد معلوم شد که هر چیزی شکل نهایی‌اش رو وقتی می‌خواد بگیره، فلسفه‌ی خودش رو در بطن خودش داره.

بنابراین بسیار در طول نمایش مطمئنم مثل همه‌ی شما احساس کردیم که لحظات خیلی شیرین، خوب، هنرمندانه و به دور از نازل بودن و بازار رو داشتیم و بدترین اتفاق برای مخاطب زمانی هست که سطح نمایش پایین باشه و این جور وقتا البته مخاطب اصطلاح آبکی را به کار می‌بره؛ ولی با قدرت همه‌ی عزیزان این نمایش، خودشون رو به باور ما رسوندن و به خودشون و به شما تبریک می‌گم.»

«محمدرضا دیبایی» نویسنده، کارگردان و طراح صحنه موفق نمایش «اعتراف می‌کنیم» است. بازیگران خستگی ناپذیر این اثر «عبدالله بهادری» در نقش بهنام، «سارا پرستار» در نقش شادی، «کوروش پورحسن» در نقش فرهاد، «محمدصالح دلسوزی» در نقش امیر، «محمدرضا دیبایی» در نقش نیما، «هاله رستم دخت» در نقش غزل، «نازنین صابر» در نقش نجیبه، «خاطره عابدی» در نقش آزاده و «مریم یکتافرد» در نقش نگین، خوش درخشیدند.

از دیگر عوامل این نمایش به‌یادماندنی «نازنین صابر» دستیار و منشی، «سیدپدرام شهشهانی» مسوول روابط عمومی بودند و «مهدی اقبال» ساخت دکور دیدنی‌اش را به عهده داشت. گفتنی است نمایش «اعتراف می‌کنیم» از ۹ تا ١٥ اردیبهشت ۹۸ در سالن رحمدل مجتمع فرهنگی و هنری خاتم الانبیاء شهر رشت برروی صحنه است.

۱۳ اردیبهشت ۹۸

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *