Press "Enter" to skip to content

🌀 هیپنوتیزم بنجامین باتنی

0

“Benjamin Button’s Hypnotherapy”

سالها پیش برای کمک هیپنوتیزمی به یک بانوی میانسال مبتلا به سرطان فراخوانده شدم.
امکان یک هیپنوز کلاسیک وجود نداشت و قرار نبود هیچ القای مستقیمی صورت گیرد چون مقاومت بیمار زیاد و تمایل و امیدش به درمان اندک بود.
فواصل جلسات شیمی درمانی را تنها در اتاقش میگذراند و از همنشینی با فرزندانش به بهانه های درد و تهوع و نیاز به خواب میگریخت.
با اکراه حضورم را پذیرفت.
ابدا از بیماری و کاری که میخواستم برایش انجام دهم سخنی نگفتم.
بعد از گپ و گفتی مختصر از او خواستم که آلبوم عکس هایش را بیاورد و در فضایی آرام دونفره، همراه با نوای ملایم موسیقی قدیمی که خودش دوست داشت یعنی ترانه های پوران و ویگن به دیدن عکس ها مشغول شدیم.
به عمد از آخرین عکس ها شروع کردیم و به تدریج به کودکی اش رسیدیم.
چیزی قریب به سه ساعت طول کشید.
روی بعضی عکس ها، مکث‌ و درنگ بیشتری داشت. با سوال من از ماجرای هر عکس،‌ توضیح مختصری میداد و البته برخی عکس ها را هم که به سختی از دیدنشان دل میکند، بی توجه به خواسته ی من، بدون توضیح رها میکرد.
روند توضیحات و تعریف خاطرات عکس ها، کم کم بهتر و بهتر شد.
از عکس های تولد آخرین نوه اش شروع شد و آخرین جشن تولد خودش قبل از ابتلا به سرطان و عکس های عیدها و سیزده بدر و جشن های عروسی و جشن های تولد ایشان و عکس های مربوط به روز متولد شدن بچه ها و….تا رسیدیم به جشن عروسی خودش و باز هم عقب تر رفتیم تا به جوانی،‌ نوجوانی و کودکی اش ..
همه خاطره ها الزاما” با شادی همراه نبود و در توصیف بسیاری از تصاویر، بغض و اشک و آه نیز وجود داشت. از جمله خاطرات مربوط به پدر، مادر و همسر مرحومش..
راجع به برخی عکس ها ابدا” حرف نزد ولی برای بعضی، دقایقی طولانی صحبت میکرد و انگار تمام لحظات آن عکس را دوباره زندگی میکرد.
ویژگی غالب توصیفاتش، هیجان بود و شعف و درکنار چند بار بغض هایی که با هق هق گریه سبک میشد، چندین و چند بار نیز قهقهه زد .
تن صدای آرام و ضعیف اش رفته رفته اوج گرفت و کم کم از حالت نیم نشسته روی تختخواب بلند شد و در مبل کناری ام نشست.
فرزندانش را‌ صدا کرد و طلب چای و میوه کرد.
چشم های بی فروغش از برق زندگی جلا گرفته بود و صدای خش دارش صاف شده بود.
به وقت خداحافظی، زنی نبود که چند ساعت قبل دیده بودم. به وضوح سرحال تر و سرزنده تر بود. درخواست کرد که نهار را در خدمتشان باشم که برایم مقدور نبود.
اصرار که کرد گفتم به شرطی که خودش غذا را درست کند. بدون درنگ و بی بهانه قبول کرد.
هفته بعد، نهار را مهمانش بودم.
لباسی بسیار آراسته و شیک پوشیده بود و موهای کم پشت تمام سفیدش را رنگ زده بود.فسنجان و میرزا قاسمی ای درست کرده بود به غایت لذیذ که در کنار پسر و دخترانش صرف کردیم.
چای بعد از غذا را با مربای “به” خوردیم که دستپخت خودش بود در همان چند روز..
تا چند سال بعد که فوت کردند چندین بار به مطبم آمد و هر بار با ظرفی مربا یا ترشی که خود درست کرده بود.

آنچه که در آن جلسه سه ساعته برای ایشان رخ داد یک هیپنوتیزم درمانی اریکسونی با استفاده از تکنیک برگشت سنی “age regression” و فراهم آمدن شرایطی مناسب برای”Catharsis” و تخلیه روانی و پاکسازی ذهنی بود که منجر به یک تاثیر درمانی مطلوب شد.
قطعا” ادعایی در مورد تاثیر مستقیم این جلسه درمانی بر سیر درمانی بیماری سرطان ایشان ندارم ولی این جلسه و جلسات بعدی که البته با استفاده از روش های هدایت درمان در بزنگاه های مناسب عاطفی بود، تاثیر مطلوبی در حال عمومی ایشان و امید به زندگی و پیگیری های درمانی استاندارد ایشان رخ داد.

در تجربه هیپنوتراپی های مبتنی بر تکنیک برگشت سنی “age regression”، اثرات بسیار مطلوبی در طیف وسیعی از اختلالات روانی و رفتاری به ویژه در اختلالات اضطرابی و حتی علایم و عوارض جسمانی ناشی از فشارهای روانی (بیماریهای سایکو سوماتیک) مشاهده کرده ام.

شخصا” این تکنیک هیپنوتیزمی را روش “بنجامین باتن*” نام نهاده ام که الهام گرفته از فیلم “مورد عجیب بنجامین باتن” در مورد فردی است که بصورت یک پیرمرد ۸۰ ساله بدنیا می آید و در روندی وارونه به سوی جوانی و خردسالی پیش میرود و در نوزادی چشم از جهان میبندد.

کاش زندگی از آخر به اول بود
پیر ولی با تجربه زیستی بدنیا می آمدیم
قدر لحظه لحظه زندگی را میدانستیم
در رخداد یک عشق جوان میشدیم
سپس کودکی معصوم می شدیم
و در نیمه شبی با نوازش های مادر، آرام میمردیم..

😷رشت.دکترحمیداخوین.۹۹/۱۱/۳۰.ایام کرونایی😷

*مورد عجیب بنجامین باتن( The Curious Case of Benjamin Button) فیلمی به کارگردانی دیوید فینچر، با بازی بِرَد پیت میباشد.

#هیپنوتیزم_درمانی
#هیپنوتراپی_سرطان
#برگشت_سنی
#ایام_کرونایی
#بنجامین_باتن

Tel: @HypnoseChannel
Insta:Instagram.com/Hamid_akhavein

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *