Press "Enter" to skip to content

کمی آهسته

0

 

دلم نیامد این ها را نگویم و سال را تمام کنم…
می دانی بحث سال و ماه و روز نیست
بحث زندگی است
اینکه هر چقدر پیش می رود غافلگیر ترت می کند
بحث هیچ است و همه چیز
اصلا بحثی نیست
چون هیچ چیز مطلق نیست…
” هرگز ” و ” ابدا ” و ” باید ” حرف مفت است
حرف حرفِ ” احتمال ” است و ” شاید ”
شاید که بلوغ همین باشد
رسیدن به اینکه اصرار به قطعیت در این زندگی حماقت محض است.
حالا می توانم برایت آرزوی های پیچیده تری داشته باشم
مثلا اینکه هر جا لازم شد خودت خودت را از بندِ تعلق آزاد کنی
که خود آزار نباشی
که هر بار امیدت را گم کردی بلد باشی دوباره پیدایش کنی؛ جوری که کم ترین زمان را فدای نابلدی کنی…
می دانی بحث یک تقویمِ نو تر نیست
بحث یک نگاه متفاوت تر است.
برایت آرزو می کنم بالاخره با پوست و خونت عجین شود که در این زندگیِ عجیب و بخیل ‌هیچ کس جز خودت به فریادت نمی رسد
این لعنتی را ممکن کن ” به خودت بیشتر از هر کس و هر چیز بِرِس ”
امیدوارم بعد از اینهمه سال، بعد از اینهمه پیام های تبریک و آرزوهای رنگی و تصمیمات قلمبه سلمبه ای که از نیمه راه فراموشت شده، فهمیده باشی که یکِ یکِ امسال قرار نیست انفجار عظیمی رخ دهد،
تو به تقویم نو سلام می کنی و مسیر پر پیچ و خم زندگی را ادامه می دهی… تنها فرقش در این است که کوله ات هر سال سنگین تر از سال قبل است؛ پر از تجربه هایی که شکل بهبود یافته‌ی زخم هاست…
شاید در تنگناهای این مسیر تنها چیزی که به کارت بیاید این باشد که به کوله ات سر بزنی و در هر قدم تاکید کنی ” ادامه دادن کارِ زنده هاست “،
رویا ببافی
و همزمان
توقعت را از خودت و آسمان بالای سرت و زمین زیر پایت در منطقی ترین سطحِ ممکن نگه داری
به معنای کاملِ این جمله ” مراقبت کن از خودَت ”

#پریسا_زابلی_پور

ارسال از: بانو قهرمانی